رباتهایی که چند سال پیش توی تلگرام میدیدیم بیشتر یک منوی دکمهدار بودن. دکمهی «قیمتها» رو میزدی و یک متن ثابت میگرفتی. هر سؤالی بیرون از اون منو بیجواب میموند.
ایجنت از جای دیگهای شروع میکنه. اول میفهمه چی ازش خواستی، بعد بین ابزارهایی که در اختیارش گذاشتن انتخاب میکنه و خودش کار رو جلو میبره. مثلاً ایجنت یک فروشگاه وقتی میپرسی «این کفش سایز ۴۲ مشکی داره؟» انبار رو نگاه میکنه، قیمت رو از سایت برمیداره و اگه موجود نبود، رنگ نزدیکش رو پیشنهاد میده.
سه چیزی که یک ایجنت رو میسازه
- مدل زبانی: مغز کار. متن رو میفهمه و جواب مینویسه.
- ابزارها: دستوپای ایجنت. خوندن از شیت، فرستادن پیام، جستوجو در سایت، ثبت سفارش.
- حافظه و قانونها: اینکه دربارهی کسبوکار تو چی میدونه و چه کارهایی رو هیچوقت نباید بکنه.
کجا به درد میخوره؟
هر جا یک کار تکراری داری که هر بار کمی فرق میکنه. جواب دادن به سؤال مشتری، خلاصه کردن گزارشها، ساختن پست از روی محصولات تازه، یا گشتن دیوار دنبال آگهیای که با معیارهات جوره. کارهای کاملاً ثابت (مثل «هر شب این گزارش رو بفرست») حتی به ایجنت هم نیاز ندارن و یک اتوماسیون ساده در n8n کافیه.
از کجا شروع کنیم؟
یک کار رو انتخاب کن که هفتهای چند ساعت وقتت رو میگیره. اگه ایجنت آمادهای براش هست، از همون شروع کن. اگه نیست، در بخش سفارشها بنویس چی میخوای تا سازندهها پیشنهاد بدن. اگه هم مطمئن نیستی چی لازم داری، ایجنتیاب رو امتحان کن.